تبلیغات
از کلی عکس تا کلی داستان و ترفند و فیلترشکن ها تضمینی و ... - همه چیز دانی ما ایرانی ها !

 به وبلاگ چهارچوب خوش آمدید

  عضویت در وبلاگ
منوی اصلی
 صفحه اصلی
ارتباط ما ما
ایمیل
انجمن سایت
بازیهای آنلاین  
نظر سنجی

 

شما به تبلیغات وب هایی که تماشا میکنید چقدر اهمیت میدهید!!





موضوعات
عکس
سرگرمی
اخبار
ترفند
داستانهای جالب
شعر
فیلترشکن
چیستان
روانشناسی
فرقه های مختلف
بازی
موبایل
جک و لطیفه
عمومی
خبرنامه

با وارد کرن ایمیل خود در این قسمت  می توانید از به روز شدن سایت با خبر شود .

 
اضافهحذف
پیغام
با تمام وب ها با بازدید حداقل 200 خواهان تبادل لینك هستیم در صورت اینكه شما هم تمایل دارید با ما تبادل لینك داشته باشید ما را خبر كنید . با تشكر

پیغام مدیر وب سایت
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست عزیز امیدواریم لحظات خوشی را در وب ما سپری كنید و همچنین به مطالب مورد نظر خود دست پیدا كنید از شما دوست عزیز تقاضا داریم با نظرات خود ما را در بهتر شدن سطح كیفی وب سایت یاری كنید
سلام همكلاسی

سلام مخصوص به هم دانشگاهی های عزیز كه از آموزش عالی و فنی انقلاب اسلامی به این وب سایت مراجعه میكنند مخصوصا دانشجویانی كه در انیستیو بـــــرق مشغول به تحصیل هستند از اینكه به وب ما سر میزنید خوشحالم و برای تك تك شما آرزوی قبولی در كارشناسی دارم

همه چیز دانی ما ایرانی ها !

همه چیز دانی ما ایرانی ها !

***

***

كمتر هموطنی را ملاحظه می كنید كه هنگامی كه در مقابل سوالی قرار بگیرد و پاسخ آن را نمی داند ، از كلمه (( نمی دانم )) استفاده كند. از استثناء كه بگذریم این روش تقریبا  مقبول و جاافتاده است كه اگر هم نمی خواهیم پاسخ غیر واقعی بدهیم ((چون نمی دانیم )) ، سعی می كنیم سوال را با یك سوال دیگر پاسخ دهیم.

- ببخشید آقا ، كوچه ........ كجاست؟

- ببینم كجا را آدرس داده اند؟

سوال در مقابل سوال به جای پاسخ !

برخلاف آن چه شعار می دهیم (( پرسیدن عار نیست ندانستن عار است. )) باطنا بیشتر علاقه داریم از ما بپرسند و ما هم (( حتما جواب بدهیم )) حتی اگر جواب را حاضر نداشته باشیم. این جوری بهتر راضی می شویم. ما معمولا در همه علوم متخصص هستیم؛ پزشكی و مسائل ترافیك و مشكلات پیچیده شهری كه برایمان مدت هاست حل شده! در امور قضایی هم اگر محیط اقتضا كند خیلی بی اطلاع بی اطلاع نیستیم!! امور سیاست بین المللی را كه دیگر هیچ ، مخصوصا اگر با یك مقدار زبان فرنگی كه بلدیم به دو سه برنامه رادیویی خارجی هم گوش كرده باشیم. در امور اقتصادی كه دیگر واقعا حرف نداریم!! و صد البته تمامی پیش بینی هایمان اگر غلط از آب درآمد مطمئنا یك بدشانسی ناخواسته بوده است و بس. معمولا به مشاور اعتقادی نداریم و اگر هم روزی كاره ای شدیم و مشاوری را نه با هزینه خودمان بلكه از كیسه سازمان مربوطه استخدام  كردیم بیشتر مربوط می شود به آن كه ما بگوییم و مشاور محترم هم به به و چه چه كند و سر برج حقوقش را بگیرد و پی كارش برود. مشاور را به این معنی نمی گیریم كه یعنی ، در این قسمت سواد و شعور و دانش شمای مشاور از بنده كارفرما بیشتر است؛ تو باید بگویی و من اعتماد كنم. خیر...به دنبال این نیستیم ، همه چیز را معمولا خودمان می دانیم ولی حاصل تمامی این دانستن ها همین وضع است كه می بینیم!

...............................................

باقی در ادامه مطلب

 

 

كمتر هموطنی را ملاحظه می كنید كه هنگامی كه در مقابل سوالی قرار بگیرد و پاسخ آن را نمی داند ، از كلمه (( نمی دانم )) استفاده كند. از استثناء كه بگذریم این روش تقریبا  مقبول و جاافتاده است كه اگر هم نمی خواهیم پاسخ غیر واقعی بدهیم ((چون نمی دانیم )) ، سعی می كنیم سوال را با یك سوال دیگر پاسخ دهیم.

- ببخشید آقا ، كوچه ........ كجاست؟

- ببینم كجا را آدرس داده اند؟

سوال در مقابل سوال به جای پاسخ !

برخلاف آن چه شعار می دهیم (( پرسیدن عار نیست ندانستن عار است. )) باطنا بیشتر علاقه داریم از ما بپرسند و ما هم (( حتما جواب بدهیم )) حتی اگر جواب را حاضر نداشته باشیم. این جوری بهتر راضی می شویم. ما معمولا در همه علوم متخصص هستیم؛ پزشكی و مسائل ترافیك و مشكلات پیچیده شهری كه برایمان مدت هاست حل شده! در امور قضایی هم اگر محیط اقتضا كند خیلی بی اطلاع بی اطلاع نیستیم!! امور سیاست بین المللی را كه دیگر هیچ ، مخصوصا اگر با یك مقدار زبان فرنگی كه بلدیم به دو سه برنامه رادیویی خارجی هم گوش كرده باشیم. در امور اقتصادی كه دیگر واقعا حرف نداریم!! و صد البته تمامی پیش بینی هایمان اگر غلط از آب درآمد مطمئنا یك بدشانسی ناخواسته بوده است و بس. معمولا به مشاور اعتقادی نداریم و اگر هم روزی كاره ای شدیم و مشاوری را نه با هزینه خودمان بلكه از كیسه سازمان مربوطه استخدام  كردیم بیشتر مربوط می شود به آن كه ما بگوییم و مشاور محترم هم به به و چه چه كند و سر برج حقوقش را بگیرد و پی كارش برود. مشاور را به این معنی نمی گیریم كه یعنی ، در این قسمت سواد و شعور و دانش شمای مشاور از بنده كارفرما بیشتر است؛ تو باید بگویی و من اعتماد كنم. خیر...به دنبال این نیستیم ، همه چیز را معمولا خودمان می دانیم ولی حاصل تمامی این دانستن ها همین وضع است كه می بینیم!

به جرات می توانم بگویم اگر هر كدام ما در خلوت خودمان بنشینیم و لااقل سعی كنیم با خودمان صادق باشیم و كارنامه چند سال گذشته خودمان را بررسی كنیم ، به این نتیجه خواهیم رسید كه بخش بزرگی از ناملایماتی كه به سرمان آمده و تحمل كرده ایم ، اعم از اجتماعی ، مادی و روحی ، ناشی از اشتباه های خودمان و در نتیجه كج اندیشی و بی عقلی خودمان بوده است نه از اطرافیان و یا اوضاع مملكتی و خلاصه آن چه خارج از حدود اختیارات و عملكرد خودمان می پنداریم. یعنی اگر این مغز به موقع و خوب عمل می كرد كه كارنامه ما امروز این نبود. این را واقعا تصمیم بگیرید خودتان در مورد خودتان بررسی كنید.

حال من مسئول- البته فرقی نمی كند كه مسئول یك خانواده باشم یا مدیر یك مدرسه و یا مسئول یك وزارت خانه – از ترس این كه مبادا در پست و یا اقتدار و یا منافع ام شریكی برای خود بتراشم خود را عقل كل جا می زنم و نظرهای مصلحانه و ارشادی متخصصین و اهل فن را نادیده گرفته سعی در دور كردن آنان از حوزه های تصمیم گیری و مدیریتی دارم. این است كه مثلا در شماره 1581 روزنامه دولتی "ایران" می خوانیم : یك منبع آگاه در وزارت علوم پرده از آماری برداشت كه نمی توان به سادگی از كنار آن گذشت. بنا به اضهار وی صادرات "مغز" از كشور بالغ بر 38 میلیارد دلار در سال برآورده شده و این در حالی است كه درآمد سالیانه كشور از محل صادرات ، ( نفتی و غیر نفتی ) حدود 12 میلیارد دلار اعلام گردیده است. بر طبق آمار اداره گذرنامه هر روز به طور متوسط  پانزده كارشناس ارشد و 3/2 نفر دكتر از كشور مهاجرت می كنند...آمار تكان دهنده ای است ولی اگر قرار باشد با عدم امكاناتی كه به هرحال دچار آن هستیم این ها این جا بمانند و استعدادشان پوسیده شود چرا باید آن ها را لا اقل برای دنیا نخواهیم كه شاید یك مقداریش هم بعدا به خود ما برسد.

بحث از همه چیز دانی ایرانی بود كه سخن به این جا كشید. جالب است كه این هموطن چون همه چیز را می داند تمام حواسش را باید معطوف به حفظ ظاهر و ژست این دانسته های وجود نداشته بكند. زودتر از هر جماعت دیگری هم فریب می خورد ، گول می خورد.

ببینید آیا تا به حال یكی از افراد و گروه های سیاسی حاضر شده است بیاید و به طور شفاف گذشته خود را نقد كند و اشتباهاتش را برای مردم برشمارد و زیان های ناشی از ندانم كاری هایش را مشخص كند و از مردم فعلا هوادارش و به ویژه از كسانی كه مستقیما از عملكرد وی زیان دیده یا آبرو باخته اند عذرخواهی كند؟... و كافی است به هر نحو كه شده یكنفر خودش را در گروه دلخواه ، مورد توجه مردم ، جا بزند ؛ دو سه تا نطق دست و پاشكسته ، دو سه تا مقاله از این طرف و آن طرف تهیه شده ، كافیست تا طرف حرفش سندیت پیدا كند ، برای خودش در اجتماع اعتباری پیدا می كند و هوادارانی... البته یادمان نرود به همان زودی هم هواخواهانش را از دست می دهد!

اگر در همه جای دنیا ی پیشرفته ، متفكر و روشنفكر جلو می افتد و مساله ای را مطرح می كند و طرحی نو در می اندازد و سپس مردم آن را با دانش ، شعور و سلیقه خود ارزیابی می كنند و احتمالا عده ای به آن گرایش پیدا می كنند ، این جا در بسیاری از مواقع هنرمند ، سیاستمدار و روشنفكرش دنبال توده مردم راه می افتد و خوراكی تهیه می كند كه از مصرف آن از قبل اطمینان كافی پیدا كرده است. به یكباره می شود فیلم ساز جسور ، مقاله نویس جسور ، و یا به قول امروزی ها حداقل (( مطلع از امور سیاسی)) شجاع و مبارز !! در صورتی كه اكثر این ها دكاندارانی هستند كه متاع سفارشی عرضه می كنند و نه متاع مورد باور خود را. درحالی كه روشنفكر همیشه باید آماده شنیدن لعن و نفرین های مخالفین خودش باشد و اگر به ذهنش مطلب تازه ای رسید با جسارت آن را بیان كند. روشنفكر و عالم باید پیشتاز باشد نه كه خود پس تاز جماعت!

آن روزی كه گالیله دریافت زمین می چرخد خیلی تنهاتر از آن بود كه به تصور بگنجد او فقط یكنفر بود كه به این حقیقت دست یافته بود در مقابل یك دنیا آدم و شاید به علت وجود روشنفكرانی از این دست باشد كه در كشور ما حتی مواردی از شخصیت های تاریخمان شكل ابدی می گیرند یعنی این كه یك عده مثل امیركبیر و قائم مقام و میرزا كوچك خان و دكتر مصدق مصونیت دائمی پیدا می كنند و عده دیگری مثل قوام السلطنه و فروغی و علاء لعنت ابدی. تازه این ارزیابی ها مربوط به كسانی است كه تقریبا از ارزیابی سیاسی روز فارغ هستند و الاّ ارزیابی های سیاسی روز كه جایگاه خودش را دارد... مصلحت اندیشی و كتمان حقیقت روشنفكر واقعا هیچ پایگاهی برای عفو و بخشش ندارد.

 چه زیبا می گوید برتولت برشت..." آن كس كه حقیقت را نمی داند ابله است ولی آن كس كه می داند و آن را پنهان می كند یك جنایتكار است."

 

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد

به خود گمان نبرد هیچ كس كه نادانم

                                                                          

سعدی

ارسال شده بوسیله فرهود در مورخه : پنجشنبه 4 مرداد 1386 ( 07:07 ق.ظ )
( | نوع مطلب : عمومی , | ارسال نظر | لینک مطلب | نظرات : )
مطالب پیشن
:: مسروق شده از یک وبلاگ صورتی نظرات این پست - نظر
:: ما بازمیگردیم نظرات این پست - نظر
:: عکسهای تبلیغاتی جالب نظرات این پست - نظر
:: عکس با غیرت ترین مرد دنیا نظرات این پست - نظر
:: ایمو ها نظرات این پست - نظر
:: سر پناه نظرات این پست - نظر
:: چه وصالی ؟ نظرات این پست - نظر
:: تفکر آزاد نظرات این پست - نظر
:: بازی با حال نظرات این پست - نظر
:: طناب زندگی نظرات این پست - نظر
:: هنرنمایی ورزشی با انگشت نظرات این پست - نظر
:: دسته بندی آدم ها نظرات این پست - نظر
:: روزگار بد نظرات این پست - نظر
:: پی بردن به invisible/available بدون نرمافزار و سایت نظرات این پست - نظر
:: تو نخواستی منو من هم رفتم !! نظرات این پست - نظر
صفخات وبلاگ

آرشیو
بهمن 1388
مرداد 1388
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اطلاعات
  روز بخیر كاربر مهمان!
آمار بازدیدها:
امروز:
دیروز:
مجموع:

اطلاعات سایت :
کل نظرات:
کل مطالب :

مدیر سایت :
فرهود ( 70 )
دوستان ما

لینكدونی وب

فیلترشكن فیبرنوری (- کلیک)
همه چیز دانی ما ایرانی ها برای هم ! (- کلیک)
ترفندهای جالب درباره ماشین حساب (- کلیک)
کدهای قشنگه یاهو (- کلیک)
ترینر و save بازی GTA san andreas ! (- کلیک)
رنگهایی که شما را جذاب تر خواهند کرد! (- کلیک)
قصه ارواح (- کلیک)
اینترنت مجانی ببر (- کلیک)
شیطان پرستان (- کلیک)
عکسهای خنده دار (- کلیک)
آرشيو لينكدوني

لوگودونی
لینک به سایت





دوستان


Free Download Center

Free Download Center


طراح قالب : علی مهاجر